عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

70

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

عمرو بن عاص ، جهيم بن صلت ، عبد الله بن رواحه ، محمد بن مسلمه و عبد الله بن سعد بن ابى سرح « 1 » . قرطبى در تفسير خود ، تعداد كاتبان را به 26 و شبر املسى در حاشيه‌اش بر المنهج ( در فقه شافعيه ) تعداد كاتبان را به 40 و العراقى به 42 رسانيده است ( از آن جمله ، سه تن مرتدند ) . برهان حلبى در حواشى الشفاء تعداد كاتبان را به 43 رسانيده ، اما اينها همه كاتب وحى نبوده‌اند . الهورينى در المطالع النصريه گويد : پيش از فتح مكه ، زيد و پس از فتح مكه ، معاويه بيش از همه بر كتابت مداومت داشت . ابن عبد البر در بهجة المجالس گويد : از كاتبان پيغمبر ( ص ) آنكه مواظب نامه‌ها و پاسخ نامه‌ها و كتابت وحى بود ، زيد بن ثابت است . بخارى در داستان گردآورى قرآن آورده است ابو بكر به زيد گفت : تو مرد جوان و خردمندى هستى ، و ما در امانتت شك نداريم و كاتب وحى پيغمبر ( ص ) بوده‌اى ؛ پس قرآن را تتبع و گردآورى كن . در فتح البارى گفته است : اينكه ابو بكر ، زيد را به عقل و امانت ستود ، نشان مىدهد كه اين دو صفت در زيد پايدار بوده است . ( 1 ) جانشين هر كدام از كاتبان پيغمبر ( ص ) ابن عبد ربّه در العقد الفريد « 2 » گويد : هر كاتبى غايب بود ، حنظلة بن ربيع به جاى او مىنوشت . مؤلف گويد : شرحبيل بن حسنه كندى ، نخستين كاتب بوده است . در المواهب آمده است كه ابى بن كعب نخستين كاتب در مدينه بود پيش از زيد و ديگران ، و نخستين كسى كه در مكه براى پيغمبر ( ص ) كتابت كرد ، عبد الله بن سعد بن ابى سرح عامرى است . در صبح الاعشى « 3 » آمده است : ديوان ، محل نشستن كاتبان است و ديوان انشاء ، نخستين ديوانى است كه در اسلام وضع شده است ، و اصل آن چنين بود كه پيغمبر ( ص ) با فرماندهان سپاه و سرپرستان سريه‌ها مكاتبه مىكرد و برايش مكاتبه مىكردند . همچنين به ملوك همسايه نامه نوشت يا پيك فرستاد . همچنين براى عمرو بن حزم ( انصارى ) كه به يمن مأمور كرد ، عهد نوشت و اقطاعى در شام براى تميم الدارى و برادرانش نوشت و صلح‌نامه حديبيه را نوشت و براى بعضى امان‌نامه نوشت ، و اين همه وظايف ديوان انشاء است ؛ بر خلاف

--> ( 1 ) . نيز ر . ك : ابن عبد البر ، الاستيعاب ، احوال زيد . ( 2 ) . ابن عبد ربه ، العقد الفريد ، ج 2 ، ص 144 . ( 3 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 89 .